آشنایی با اصطلاحات حقوقی پرکاربرد | ملکیتا

آشنایی با اصطلاحات حقوقی پرکاربرد

مطالب حقوقی

نویسنده:کارشناسان ملکیتا

5 ماه پیش 315 بازدید
آشنایی با اصطلاحات حقوقی پرکاربرد

آشنایی با اصطلاحات حقوقی پرکاربرد

در این مقاله جهت آشنایی بیشتر شما با مفاهیم حقوقی، به ارایه اصطلاحات حقوقی پرکاربرد خواهیم پرداخت.

  • اباحه

به ارتکاب فعل یا معرف یا اجازه تملک چیزی و گرفتن چیزی اطلاق می گردد.

  • ابراء

یعنی اینکه طلبکار از طلب خود به صورت اختیاری چشم پوشی کند.

  • اتلاف

مال دیگری را کلاً یا بعضاً از بین بردن، به نحوی که فعل منشأ اتلاف توسط خود فاعل به هدف هدایت شده باشد.

  • اثاث البیت

یکی دیگر از اصطلاحات حقوقی، اثاث البیت می باشد که این واژه به اشیاء منقولی اطلاق می گردد که مخصوص به کار بردن در خانه و یا جزء تجملات آن محسوب می گردد.

  • اثبات

مرحله اثبات یک چیز را، مرحله علم به آن چیز می گویند.

  • اجاره

عقدی که بر اساس آن، یک طرف به معامله کردن منفعت عین یا نیروی کار خود، در مقابل دریافت اجرت می پردازد.

  • اجاره بها

اجرت، مال الاجاره و عوض منافع مالی که تعیین آن، براساس عقد اجاره صورت می گیرد.

  • اجاره معاطاتی

به اجاره ای که قبول و ایجاب آن به شکل غیر لفظی انجام شود، اجاره معاطاتی گویند.

  • اجاره نامچه

یکی از اصطلاحات حقوقی عام بوده و به سند اجاره گفته می شود. به شرط آنکه صادر شدن رضایت مزبور پس از صدور عقد صورت گیرد.

  • اجرت المثل

در صورت منتفع شدن فردی از مال دیگری و باقی ماندن عین مال و تعیین نشدن مال الاجاره ای بین طرفین برای مدت منتفع شده، مبلغی که بایستی به صاحب مال مزبور بابت اجرت منافع استیفاء شده تعلق گیرد، در واقع اجرت المثل می باشد. 

  • اجماع

به گرد آمدن و اتفاق گفته می شود.

  • احد شرکاء

به یکی از شرکاء اطلاق می گردد.

  • احیاء زمین های موات و مباح

به اقداماتی گفته می شود که عرفاً آباد کردن تلقی می شود.

  • اخذ به شفعه

یا همان حق شفعه، در صورت مشترک بودن مال غیر منقول قابل تقسیم کردن بین دو نفر و تصمیم فروش یکی از شرکاء جهت فروش آن به شخص ثالث، شریک حق دارد قیمت پرداخته شده از سوی مشتری را به او بدهد و  اقدام به تملک مبیع کند. 

  • اذن

اعلام رضای کسی که قانون اثری برای رضای وی قایل شده است یا اعلام رضای مالک.

  • اراضی موات

به زمین هایی گفته می شود که بالفعل فاقد مالک بوده و سابقه مالکیت خصوصی آن معلوم نباشد و همچنین در آن فعالیت آبادی و کشت و زرع صورت نگیرد.

  • ارث

این لغت به دارایی متوفی پس از کسر دیون، واجبات مالی و ثلث اطلاق شده و به آن مالیات بر ارث تعلق خواهد گرفت.

  • ارتفاق

حقی که برای شخص جهت استفاده کامل از ملک خویش، به تبعیت از ملک خود در ملک شخص دیگر ایجاد می شود همانند حق عبور آب، حق ارتفاق گفته می شود.

  • استرداد

باز پس گرفتن، معنای لغوی این کلمه است.

  • اسقاط

حقی که توسط صاحب حق از بین می رود، اسقاط می باشد.

  • اسناد رسمی

اسنادی که تنظیم آنها در دفاتر اسناد رسمی یا در اداره ثبت یا در حضور مأموران رسمی در حد صلاحیت آنها و بر اساس مقررات قانونی صورت می گیرد.

  • اشاعه

به اجتماع حقوقی چندین نفر بر مال معینی اطلاق می گردد.

  • اصیل

استفاده از این اصطلاح در برابر فضول صورت می گیرد و به معنای شخصی که مالک مورد معامله می باشد، است.

  • اعراض

از دیگر اصطلاحات حقوقی اعراض می باشد که این لغت به معنای این است که مالک از مال خود چشم پوشی کرده است.

  • اعیان

جمع لغت عین است و به مالی گفته می شود که از جرم و ابعاد برخوردار بوده و در برابر منافع و حقوق، کلمه اعیان مورد استعمال قرار می گیرد.

  • اعیانی

عرصه به زمین مملوک اطلاق می گردد و در مقابل عرصه، از واژه اعیان استفاده می شود و اموال غیر منقول موجود روی آن زمین را اعیانی می گویند.

  •  اقاله

به معنای بهم زدن عقد با رضایت یکدیگر می باشد و نام دیگر آن تقایل و تفاسخ است.

  • اقباض

این لغت به معنی تحویل، تسلیم، به اصطلاح تحویل مورد معامله به طرف عقد است.

  • امانت

به هر مالی گفته می شود که به حکم قانون یا توسط یکی از عقود امانی، به شکل امانت در اختیار کسی باشد.

معرفی سایر اصطلاحات حقوقی کاربردی

معرفی سایر اصطلاحات حقوقی کاربردی

انفساخ: انحلال قهری عقد قرارداد، انفساخ نامیده می ‌شود.

انتفاع: انتفاع در واقع حقی است که فرد می ‌تواند از مالی که دارای مالک خاصی نمی‌ باشد، استفاده نماید.

ایجاب: این واژه به معنای خاص، اعلام تعهد و واجب کردن است.

اناطه: این لغت به معنای اظهار نظر یک دادگاه جهت اثبات امر دیگری در سایر دادگاه ها و حالت توقف رسیدگی می باشد. همچنین معلق، موکول و منوط کردن را اناطه گویند.

بنچاق: اسناد قدیمی مربوط به مالکیت یا نقل و انتقال ملک جهت معامله ای که قرار است صورت پذیرد.

بدهکار: مقروض و یا کسی که به نفع دیگران دارای تعهد می باشد.

بستانکار: طلبکار و یا شخصی که به نفع او، دیگری تعهد دارد. در حقیقت به کسی که پول یا کالایی را طلب دارد، بستانکار گفته می شود.

بایع: به معنای فروشنده است.

بیع: لغت بیع هم به معنی فروختن است و هم به معنی خریدن.

بیع محاباتی: بیع محاباتی معمولاً در میان فامیل و آشنایان نزدیک انجام می شود و کمتر از ثمن است.

وقف بیع: اگر مبیع آن موقوفه باشد، با اجازه قانون فروخته می ‌شود.

پرداخت: به وجه نقدی که برای انجام تعهدی صورت می ‌گیرد، پرداخت گویند.

تدلیس: منظور از تدلیس که از اصطلاحات حقوقی می باشد، کارهایی است که سبب فریب طرف معامله می گردد.

تحجیر: اصولاً به کندن چاه، سنگ چین دور زمین و یا پی کنی که مربوط به شروع در احیاء است را تحجیر گویند. ولی باعث مالکیت نمی‌ شود و فقط حق اولویت را مشخص می ‌کند.

تاخیر تادیه: این واژه به معنای ضرر و زیان بابت دیرکرد می باشد.

تحریر ترکه: دیون متوفی و تعیین مقدار ترکه را تحریر ترکه می نامند.

تصرف: به طور کلی، مالی که در تصرف کسی باشد و نسبت به آن بتواند بنا به قانون تصمیماتی را اتخاذ نماید، تصرف اطلاق می گردد.

ترکه: معمولا به دارایی و اموال متوفی که زمان فوتش از تملک او خارج می ‌شود را ترکه گویند. البته قبل از استخراج واجبات مالی، دین و غیره.

تصرف عدوانی: تصرفی که از سوی شخصی بدون رضایت مالک مال غیر منقول، صورت پذیرفته باشد.

تقسیم: تفکیک اراضی ملک مشاع برای هر یک از شرکا می باشد.

تعدی: یکی دیگر از اصطلاحات حقوقی پرکاربرد، تعدی می باشد که مقصود از آن، تجاوز نسبت به مال دیگری است.

تقویم: معنی این لغت عبارت است از، قیمت کردن، برآورد و ارزیابی.

تعهد: یک یا چند نفر در مقابل یک یا چند نفر دیگر موظف به پرداخت مبلغی می شوند که موضوع تعهد در میان است و زمان انجام آن، حال یا موجل می باشد.

تهاتر: در واقع یکی از اسباب تعهدات را تهاتر نامند. همچنین دو تعهد متقابل که موضوع تعهد آن وجه نقد و یا کالای همجنسی باشد، به میزان مساوی با یکدیگر ساقط می‌ شوند.

توکیل: این واژه به معنی وکیل نمودن شخصی و یا اجرای کاری را به عهده فردی نهادن می ‌باشد.

تملک: مالک شدن و یا به چنگ آوردن را تملک گویند.

تملیک: به موجب تملیک، شخصی مالی را از خود به دیگری انتقال می دهد.

ثلث: به یک سوم از چیزی ثلث گویند که یکی از اصطلاحات حقوقی به شمار می آید.

ثبت: نوشتن یک متن حقوقی و یا قرارداد معامله در دفاتر مخصوصی که قانون مشخص نموده است.

ثبت احوال: به مکانی جهت ثبت تولد، ازدواج، طلاق و فوت، ثبت احوال گویند.

سوالی برا شما پیش آمده از ما بپرسید!!!